عبدالله مستوفى

96

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بمرور از قيمت قران در مقابل ارز خارجى كاسته ميشد ، ناگزير از خرج كم ميآمد . ولى وزير مختارهاى ايران تلافى اين تفاوت را باضعاف مضاعف از تذكره‌فروشى كه خيلى بيشتر از انحطاط قيمت قران در ترقى بود ، درميآوردند . زيرا سركنسول تفليس حق و حسابدان بوده و البته نصف بيشتر درآمد خود را براى جناب وزير مختار مىفرستاده است . ولى از وقتى ( از زمان مشير الملك و كمى قبل از او ) كه كار تذكره بند و بستى پيدا كرده و شش هزار تومان هم منتهى با دوازده هزار منات و سى هزار فرانك برابر شده بود ، ناگزير بودند كمكى بسفارت بدهند . اين كمك گويا سالى هفت هشت هزار تومان بود كه از تذكرهء قفقاز بسفارت ميرسيد . بعلاوه هرچه از تذكره‌فروشى كونسولهاى افتخارى حاصل ميشد ، فقط حسابش براى تفتيش تمبر ، بمراكز حساب تذكره ميرفت و پول آن بوزير مختار ميرسيد . وزير مختار كه در حقيقت مصارف سفارت با اين مبالغ مقاطعه او است ، بايد سركار را هم بياورد . حقوق‌بگير كارمندان سفارت در اين وقت يكى مشاور الممالك بود كه گذشته از مواجب دولتى ، ماهى يكصد منات كمك‌خرج ميگرفت . ديگرى اعتصام الممالك كه چون جز يكصد تومان ساليانه مواجب پدرى حقوقى نداشت ، ماهى هفتاد منات مشير الملك به او ميداد ، شام و نهارش هم در سفارت بود و امرش ميگذشت . من گذشته از مواجب شخصيم كه در اينوقت در حدود هشتصد تومان بود ، در اين مسافرت هم ماهى پنجاه تومان مواجب مأموريت علاوه كرده بودم و احتياجى بكمك‌خرج نداشتم . اسد بهادر هم كه اهل تقاضاى اين كمك‌ها نبود . بنابراين ماهانه‌بگير سفارت با حقوق شش نفر نوكر بيش از ماهى سيصد منات نميشد . خانه هم همينقدرها كرايه داشت و باقيمانده هم براى مصارف عادى و فوق العاده كاملا كفايت ميكرد . ولى عمدهء مشكل در فراهم كردن اثاثيه براى سفارت بود . اگر كسى سرمايه نداشت نميتوانست وزير مختار شود زيرا تدارك اثاثيه كه بايد قبلا فراهم نمايد ، كمتر از بيست سى هزار تومان نميشد و به همين جهت بود كه وزير مختارى كار هر بافنده و حلاج نبود و گرنه از حيث معلومات و ساير برازندگيها گرفت‌وگيرى در كار نميامد و با هرچه و هركه ولو مرحوم علاء الملك هم بود كار ميگذشت . شهر پطرزبورغ شهر پطرزبورغ از بناهاى پطر كبير و از شهرها و پايتخت‌هاى عصر جديد و بنابراين كوچه‌هاى تنگ و بخصوص خيابانها و معابر پيچ‌وخم‌دار ندارد . شهر اوليه در ساحل يسار رود نوا « 1 » ساخته شده و از اين رود نهرها و آبگيرهاى عريض بداخلهء شهر حفر و كار حمل‌ونقل و رفت‌و آمد را بوسيلهء اين آبگيرها كه برود نوا متصل است ، آسان كرده‌اند . در خيابان‌هائيكه بموازات رود نوا است و ناگزير به اين آبگيرها برميخورد ، پلهاى خيلى محكم كه از زير آنها قايق‌هاى پر از بار ميتواند بگذرد ، بر روى آنها بسته‌اند . خيابان‌هاى آن عريض

--> ( 1 ) - Neva